ایام الله دهه ی فجر بر مردم انقلابی و بیدار ایران اسلامی مبارک باد.

امام صادق علیه السلام :
به نقل از پدران بزرگوارش علیهم
السلام ـ فرمود:
خداوند به یکى از پیامبران وحى فرمود که به مردم خود بگو :
لباس
دشمنان مرا نپوشید و خوراک دشمنان مرا نخورید خود را به شکل و شمایل دشمنان من در
نیاورید؛
که در این صورت، شما نیز همچون آن ها، دشمن من خواهید بود.
وسائل الشیعه : ١١/١١١/١
خدایا مرا به خاندانم برنگردان !
این جمله ای بود که هند ، زن
عمروبن الجموح ، پس از آنکه شوهرش مسلح شد و برای شرکت
در جنگ احد راه
افتاد ، از زبان شوهرش شنید . این اولین
بار بود که عمروبن الجموح با مسلمانان
در جهاد شرکت می کرد . تا آن وقت
شرکت نکرده بود ، زیرا پایش لنگ بود و اتفاقا به شدت
می لنگید . و مطابق حکم صریح قرآن مجید ، بر آدم
کور و آدم لنگ و آدم
بیمار جهاد واجب نیست (لیس
علی الاعمی حرج ، و لا علی الا عرج
حرج ، و لا علی المریض / سوره
فتح آیه . 18 ) او هر چند خود شخصا در جهاد شرکت نمی کرد ،
اما چهار شیر پسر داشت
که همواره در
رکاب رسول اکرم حاضر بودند ، و هیچ کس گمان نمی کرد و انتظار نداشت که
عمرو
با عذر شرعی که دارد ، خصوصا با فرستادن چهار پسر برومند ،
سلاح برگیرد و به سربازان ملحق شود .
خویشاوندان
عمرو همین که از تصمیم وی آگاه شدند آمدند مانع شوند
، گفتند: " اولا تو شرعا معذوری ، ثانیا چهار فرزند سرباز
دلاور داری که با پیغمبر حرکت کرده اند ، لزومی ندارد
خودت نیز به سربازی بروی ! " گفت
: به همان دلیل که فرزندانم آرزوی سعادت
ابدی و بهشت جاویدان دارند من هم دارم . عجب ! آنها بروند و به
فیض شهادت نائل شوند و من در خانه پیش شماها
بمانم . ابدا ممکن نیست " .
خویشاوندان
عمرو از او دست بر نداشتند و دائما یکی پس از دیگری
می آمدند
که او را منصرف کنند . عمرو برای خلاصی از دست آنها به
خود رسول اکرم ملتجی شد :
- " یا
رسول الله ! فامیل من میخواهند مرا در خانه حبس کنند و نگذارند در
جهاد در راه خدا شرکت کنم . به خدا قسم آرزو
دارم
با این پای لنگ به بهشت بروم " .
- " یا
عمرو ! آخر تو عذر شرعی داری ، خدا تو را معذور داشته است ،
بر
تو جهاد واجب نیست " .
- " یا
رسول الله ! می دانم ، در عین حال که بر من واجب نیست باز هم .
. . "
رسول
اکرم فرمود : " مانعش نشوید ، بگذارید برود ، آرزوی شهادت
دارد ، شاید خدا نصیبش کند " .
از
تماشایی ترین صحنه های احد ، صحنه مبارزه عمروبن الجموح بود که با پای
لنگ
، خود را به قلب سپاه دشمن می زد و فریاد می کشید : " آرزوی بهشت
دارم
" . یکی
از پسران وی نیز پشت سر پدر حرکت می کرد . آن قدر این دو نفر
مشتاقانه جنگیدند تا کشته شدند .
عایشه
پرسید :
- " چه
خبر ؟ "
- " الحمدالله
پیغمبر سلامت است ، ایشان که سالم هستند دیگر غمی نداریم .
خبر دیگر اینکه : « رد الله الذین کفروا بغیظهم »" - خداوند
کفار
را
در حالی که پر از خشم بودند برگردانید "
- " این
جنازه ها از کیست ؟ "
- " اینها
جنازه برادرم و پسرم و شوهرم است " .
- " کجا
می بری ؟ "
- " می برم
به مدینه دفن کنم " .
هند
این را گفت و مهار شتر را به طرف مدینه کشید ، اما شتر
به زحمت پشت سر هند راه می رفت و عاقبت خوابید
.
عایشه
گفت : - " بار حیوان سنگین است ، نمی تواند بکشد
" .
- " این
طور نیست ، این شتر ما بسیار نیرومند است . معمولا بار دو شتر را به
خوبی حمل می کند . باید علت دیگری داشته باشد ، این را گفت و شتر
را
حرکت داد ، تا خواست حیوان را به طرف مدینه ببرد دو مرتبه زانو
زد
و همین که روی حیوان را به طرف احد کرد دید به
تندی راه افتاد . هند دید وضع عجیبی است . حیوان حاضر نیست به
طرف مدینه برود ، اما به طرف احد به آسانی و سرعت راه
می رود
. با خود گفت : شاید رمزی در کار باشد . هند در حالی که مهار شتر را
می کشید
و جنازه ها بر روی حیوان بودند ، یکسره به احد برگشت و به حضور
پیغمبر رسید : - " یا رسول الله !
ماجرای عجیبی است ، من این جنازه ها را روی حیوان گذاشته ام
که به مدینه ببرم و دفن کنم ، وقتی که این حیوان را به طرف مدینه
می خواهم ببرم از من اطاعت نمی کند ، اما به طرف احد خوب می آید .
چرا
؟ "
- " آیا
شوهرت وقتی که به احد می آمد چیزی گفت
؟ "
- " یا رسول الله پس از آنکه راه افتاد
این جمله را از او شنیدم : " خدایا مرا به خاندانم برنگردان " .
- " پس همین است ، دعای خالصانه این مرد شهید
مستجاب شده است ،
خداوند نمی خواهد این جنازه برگردد .
در میان شما انصار
کسانی یافت می شوند که اگر
خدا را به چیزی بخوانند و قسم بدهند خداوند دعای آنها را مستجاب
می کند . شوهر تو عمروبن الجموح یکی از آن کسان است
" .
با نظر رسول اکرم
، هر سه نفر را در همان احد دفن کردند . آنگاه رسول اکرم رو کرد به
هند :
- " این سه نفر در آن جهان پیش هم خواهند
بود " .
- " یا رسول الله ! از
خداوند بخواه من هم پیش آنها بروم "
داستان راستان
ج2/ شهید مرتضی مطهری
روزی پیامبراکرم صلوات الله علیه و آله عقیقی را به امیرالمؤمنین علی علیه السلام داد و فرمود: علی جان این را ببر و تنها یک سطر بر آن بنویس: لااله الا الله.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام نزد حکاک رفت و فرمود: بر روی این عقیق آنچه که رسول خدا صلوات الله علیه دوست می دارد بنویس که لااله الا الله و نیز آنچه که من دوست دارم بنویس محمدٌ رسولُ الله است.
هنگامی که امیرالمؤمنین انگشتر را نزد رسول خدا آورد، سه سطر بر روی آن نوشته بود. پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله فرمودند: به تو گفتم فقط یک سطر بر آن بنویس و تو سه سطر نوشته ای.
حضرت امیر علیه السلام عرض کرد: یا رسول الله! به حق شما سوگند که من او را مگر به آنچه که شما دوست می داشتید، یعنی لااله الا الله و آنچه را خود دوست می داشتم یعنی محمد رسول الله امر نکردم. در این هنگام جبرئیل امین فرود آمد و گفت: پروردگار عزت می فرماید: تو آنچه را دوست می داشتی، نوشتی: محمدٌ رسولُ الله و من نیز آنچه را دوست می داشتم، نوشتم: علیٌّ ولیُّ الله
مشعل هدایت،ج3،ص145و146
اعدام ظالمانه شیخ نمر باقرالنمر هر چند بازتابی جهانی داشت و به واکنش هایی چشمگیر در روابط دیپلماتیک کشورمان با دولت عربستان و برخی هم پیمانان وی انجامید، اما انتظار می رود با استفاده از ظرفیت تشکل های حقوق بشر اسلامی این حکم ظالمانه از منظر حقوق بشر اسلامی، حقوق جزای اسلامی، اعلامیه جهانی حقوق بشر و نیز میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مورد اعتراض قرار گرفته و اعمال ضمانت اجراهای بین المللی لازم نسبت به دولت عربستان از سازمان کنفرانس اسلامی خواسته شود.
در این خصوص محورهای ذیل قابل تأمل می نماید:
1- اتهام محاربه به شیخ نمر در حالی توسط وزارت کشور عربستان مطرح و نام وی در فهرست تروریست های سنی گنجانده شد که این روحانی شیعی جز انتقاد و تقابل گفتمانی مسالمت آمیز با حکومت عربستان اقدامی صورت نداده بود. وی که امام جمعه شهر شیعه نشین "العوامیه" در شرق عربستان بود تنها در خطبه های خود به نقد حکومت آل سعود می پرداخت. بنابر این جای این پرسش است که شیخ نمر به عنوان منتقدی که هیچ گاه دست به سلاح نبرده چگونه "محارب" نامیده شده و نامش در فهرست تروریست ها گنجانده می شود؟
2- بنا بر اظهار علی الدبیسی رئیس سازمان حقوق بشری عربستان در اروپا "تصمیم دولت عربستان نسبت به اعدام شیخ نمر به دستور "محمدبن نایف" و فراتر از سطوح تصمیم گیری قضایی این کشور اتخاذ شده و تصمیمی سیاسی بوده که با توجه به در حاشیه قرار داشتن ملک سلیمان و عدم دخالت وی در پرونده های سیاسی به سرعت به موقع اجرا گذاشته شده. بنا به این اظهارات روشن است که حکم اعدام شیخ نمر توسط دادگاه مستقل و بی طرف و با شرایطی چون رعایت حق دفاع متهم، حق برخورداری از زمان متناسب برای پاسخگویی به اتهامات و نیز حق دسترسی به وکیل مدافع صادر نشده است.
3- "میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی" به صراحت بر حقوق مسلم زندانیان و محکومان به اعدام تأکید کرده و کشورهای عضو این میثاق متعهد به اجرای آنند. در بند چهارم از بخش سوم این میثاق آمده است: "هر فرد محکوم به مرگ حق دارد که درخواست عضو و یا تخفیف مجازات نماید". در ماده نهم بخش سوم نیز تأکید شده است: "هر کسی که به موجب دستگیری و یا بازداشت از آزادی محروم می گردد حق دارد روند دادخواهی را به این منظور که دادگاه بدون تأخیر در مورد غیرقانونی بودن بازداشتش تصمیم گرفته دنبال نماید تا اگر بازداشت او غیر قانونی است (دادرس) دستور به آزادی او دهد".
روند تعقیب و رسیدگی به اتهامات شیخ نمر حاکی از عدم اجرای حتی یک مورد از موارد فوق بوده و انسداد مجاری اطلاع رسانی در این خصوص را نیز می توان قرینه ای بر عدم رعایت حقوق متهم در فضای سانسور و خفقان کشور عربستان تلقی کرد.
4-دولت عربستان با اعدام همزمان شیخ نمر شیعه و ده ها نفر از متهمان تروریستی سنی، سعی در القای این دروغ دارد که احکام اعدام بدون توجه به مذهب افراد صادر شده است؛ حال آنکه یکی از اتهامات شیخ نمر در جریان بازداشت های قبل او شرکت در همایشی قرآنی با حضور شیعیان بحرین عنوان شده بود! در این زمینه باید گفت مطابق بند الف ماده یک اعلامیه حقوق بشر اسلامی (کنفرانس قاهره) هیچ کس را نمی توان به دلیل اعتقاد دینی یا وابستگی سیاسی تحت تعقیب قرار دارد؛ همچنان که ماده 18 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مقرر داشته است هر کسی از حق آزادی فکر، عقیده و مذهب برخوردار است و ماده 19 این میثاق نیز صراحت دارد که هیچ کس را نمی توان به مناسبت عقایدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد. بنا به مواد فوق، اعدام شیخ نمر به منزله نقض حقوق به رسمیت شناخته شده در تمامی اعلامیه های حقوق بشر اعم از اسلامی و جز آن است.
5- نحوه اجرای احکام کیفری در عربستان، شباهت بسیاری به سیستم مجازات گروهک داعش دارد؛ چه هر دو آنها افراد را فارغ از نظام های دادرسی اعم از اتهامی و تفتیشی محاکمه می کنند و بدون توجه به اصولی چون "اصل قانونی بودن جرائم و مجازات ها" احکامی را که فارغ از دادرسی قضات حرفه ای و بدو استناد به قوانین موضوعه صادر شده است به موقع اجرا می گذارند.
6- اعدام با شمشیر و به صلیب کشیدن در انظار عمومی "حدی" غیرمنصوص، مجعول و ساختگی است که در هیچ یک از نصوص دینی پیش بینی نشده است.
7- طنز تلخ ماجرا آن است که در اواخر تابستان امسال عربستان به عنوان رئیس یکی از مجامع کلیدی شورای حقوق بشر سازمان ملل انتخاب شد. این انتخاب در حالی صورت گرفت که رژیم سعودی سالهاست بر جایگاه یکی از نقض کنندگان اصلی حقوق بشر در جهان تکیه زده است.
بنا به آنچه گفته شد و با توجه به لازم الاجرا بودن اعلامیه قاهره برای تمامی کشورهای اسلامی حکم صادره توسط دولت عربستان سعودی مخدوش و اعدام شیخ نمر به منزله نقض میثاق کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی است. لذا پیشنهاد می شود با استفاده از ظرفیت تشکل های حقوق بشر اسلامی در داخل و خارج از کشور از سازمان مزبور اعمال ضمانت اجراهای بین المللی در قبال حکومت عربستان مطالبه شود. تشکیل اجلاس فوق العاده سران سازمان کنفرانس اسلامی و اتخاذ تصمیم نسبت به روندی که عربستان سعودی درحوزه نقض حقوق بشر در پیش گرفته است می تواند بدیهی ترین این مطالبات باشد.
گروه سیاسی فرهنگ نیوز،محسن سلگی
رژیم آلسعود سرانجام با چراغ سبز آمریکا و رژیم صهیونیستی اقدام به اعدام رهبر شیعیان عربستان کرد تا با ارتکاب این حماقت، به دست خود زمینه را برای اعتراضات گسترده شیعیان و حتی فروپاشی پادشاهی پوشالی این خاندان مهیا سازد.
عربستان از سال گذشته که شاهد حکمرانی
«ملک سلمان» و پسرش «محمد بن سلمان» بوده، دوران بسیار سخت و پرچالشی را
تجربه کرده است. مقام معظم رهبری در اوایل سال جاری اعلام کردند: «چند جوان بیتجربه
امور عربستان را در دست گرفته و دارند جنبه توحش را بر جنبه متانت و ظاهرسازی غلبه
میدهند.»
این سخنان به خوبی در رفتارهای بعدی
عربستان نمایان شد. حمله به یمن نشان داد که سعودیها بدون هیچگونه عقلانیتی در
سیاست خارجی رفتار میکنند و شکستهای پیدرپی در منطقه باعث شد که حاکمان سعودی
بیش از پیش از مدار عقل فاصله بگیرند. اعدام روحانی بلندپایه و رهبر شیعیان این
کشور اوج این توحش است.
احکام اعدام «آیتالله النمر» و 46
نفر دیگر به اتهام «تروریسم» مد نظر آل سعود در 12 منطقه عربستان اجرا شد. وزارت
کشور عربستان صبح روز12 دی ماه 1394 از اعدام «آیتالله باقر نمرالنمر» روحانی
برجسته شیعه این کشور خبر داد.
رژیم سعودی با وجود اعتراضات فزاینده
جهان اسلام به حکم اعدام این روحانی برجسته شیعی، وی را به اتهام واهی «حمایت از
تروریسم» به شهادت رساند! بیانیه وزارت کشور عربستان «آیتالله نمر» را «مبلغ فتنه
و تفرقه» خوانده است و این روحانی برجسته را که تنها برای احقاق حقوق مشروع شیعیان
و رفع تبعیض و بیعدالتی در عربستان مبارزه میکرد، به «تلاش برای برهم زدن امنیت
و فتنهافکنی» متهم کرده است! سخنگوی وزارت کشور عربستان در نشستی خبری در این
مورد اعلام کرده که احکام اعدامها در داخل زندانها و با شمشیر یا تیرباران صورت
گرفته است.
دادگاه جنایی عربستان در تاریخ 23 مهرماه حکم بدوی اعدام تعزیری «آیتالله نمر» را صادر کرد. شیخ
نمر در تاریخ 23 آبان ماه اعتراضی کتبی در 50 صفحه تقدیم دادگاه جنایی
عربستان کرده بود. پس از آنکه دادگاه استیناف هم این حکم را تایید کرد، وزارت کشور
پرونده وی را به دربار آل سعود فرستاد که در نهایت دیروز با امضای حکم اعدام وی از
سوی «سلمان بن عبدالعزیز» شاه سعودی، این روحانی برجسته شیعی به شهادت رسید. برادر
«آیتالله نمر»، در گفتوگو با شبکه خبری «المیادین»، ضمن تایید خبر اعدام برادرش این اقدام آل
سعود را محکوم و آن را «شنیع» توصیف کرد. وی تاکید کرد: «با وجود
اینکه انتظار عقلانیت بیشتری از مقامات سعودی داشتیم، در اعتراض به این اقدام به
سازمانهای بین المللی مراجعه نخواهیم کرد، زیرا میدانیم از دست این سازمانها
کاری برنمیآید.» وی همچنین خواستار برگزاری اعتراضات مردمی در شأن جایگاه رهبر
شیعیان عربستان و به صورت مسالمتآمیز شد.
گفته میشود جلادان آلسعود آیتالله
نمر را با شمشیر اعدام کردهاند.همچنین در اقدامی مزورانه و رسوا، نام آیتالله
شهید نمر را به عمد در میان اسامی برخی تروریستهای اعدام شده آوردهاند. در
همین حال گفته میشود حاکمان آلسعود از بیم برپایی مراسم تشییع میلیونی برای پیکر
آیتالله نمر، از تحویل پیکر این شهید به خانوادهاش ممانعت بعمل می آورند.
آل سعود در وحشت
نظامیان آل سعود اما در پی این جنایت،
منطقه شیعهنشین شرق عربستان را به محاصره کامل خود درآورده و برای سرکوب هرگونه
تظاهرات و اعتراضات احتمالی به حال آمادهباش درآمدهاند.
منابع عربی از استقرار گسترده نظامیان
و نیروهای امنیتی آل سعود در مرزهای «قطیف» و «عوامیه» که مناطق شیعهنشین
عربستان به شمار میروند، خبر دادند. استقرار گسترده نیروهای امنیتی
و نظامی آل سعود در مرزهای این دو شهر از وحشت زایدالوصف این رژیم از واکنشهای
مردمی حکایت دارد. در ساعات اولیه دیروز، تمامی پاسگاهها و پایگاههای پلیس عربستان
در مناطق شرقی در پی ترس از خشم شیعیان، بسته شد. پایگاه خبری العهد نیز با انتشار
تصاویری اعلام کرد که صدها خودروی زرهی به سمت شهر القطیف حرکت کردهاند تا با
اعتراضات مردمی مقابله کنند.
جوان عربستانی با خودرو یک نیروی
امنیتی سعودی را زیر گرفت
منابع امنیتی عربستان اعلام کردند که
در پی اعتراضات مردم عربستان پس از اعدام شیخالنمر، یک جوان 29 ساله با خودروی
خود یک نیروی پلیس این کشور را زیر گرفت.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری
فارس، در پی درگیری نیروهای امنیتی و معترضان به اعدام شیخالنمر، یک نیروی امنیتی
عربستان در نزدیکی یکی از مراکز امنیتی در مسیر «عنیزه البدائع» در نزدیکی شهر
القصیم کشته شد.
پایگاه خبری «اخبار السعودیه» در این
باره گزارش داد که یک جوان 29 ساله عربستانی با خودرو این نیروی امنیتی را زیر
گرفت.
صدها نفر از مردم شیعیان دیروز در
مناطق شیعهنشین عربستان در شرق این کشور تظاهرات کردند و اقدام دولت سعودی در
اعدام شیخالنمر را محکوم کردند.
فریاد «الموت لآل سعود«در القطیف عربستان
مردم القطیف عربستان در پی اعدام آیتالله
النمر، از صبح (شنبه) به خیابانها آمده و فریاد مرگ بر آل سعود سر دادند.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری
فارس، از زمانی که اعدام آیتالله النمر، مخابره شد، اوضاع شهرهای شیعهنشین استان
الشرقیه عربستان به خصوص القطیف، شعلهور شده است.
در منطقه العوامیه در نزدیکی القطیف
نیز، مردم به اعتراضات گستردهای دست زدهاند.
عربستان که در باتلاق یمن گرفتار شده
سعی دارد افکار عمومی را از این شکستها به نوعی منحرف کند. نیروهای انصارالله که
اخیرا از موشکهای بالستیک خود رونمایی کردند تنها در سه حمله موشکی بیش از 500 تن
از متجاوزان را به هلاکت رساندند. جمعه شب نیز ارتش یمن با شلیک موشک قاهر1 ذخایر
استراتژیک نفتی عربستان در شهر ابها در عسیر عربستان را هدف قرار داد. این حمله
منجر به بروز آتشسوزی گسترده در این منطقه شد. نیروهای انقلابی یمن همچنین دیروز
با هدف قراردادن تجمع سعودیها در پایگاه الموسم در جیزان 25 نظامی عربستان را به
هلاکت رساندند.
به اعتقاد کارشناسان این ضربات سخت
باعث شده که عربستان برای فرار از تبعات شکستها و همچنین به نوعی انتقام از
شیعیان، «آیتاللهنمر» را اعدام کند، این جنایت به زعم سعودیها افکار عمومی را
از جنگ یمن به سمت «آیتالله نمر» منحرف خواهد کرد. آل سعود در بحرانهای منطقهای
و مداخلات اخیر نشان داده مهرهای بیش نیست و به نیابت از دیگر کشورها و رژیم ها
رفتار میکند. در این مورد نیز عربستان بدون حمایت آمریکا و همچنین رژیم صهیونیستی
بدون شک جرات دست زدن به این جنایت را نداشته است.
البته نهادهای حقوقی بینالمللی که
تحت نفوذ دلارهای عربستان و حمایتهای آمریکا هستند به صورت ظاهری هم که شده بارها
از اقدامات جنایتکارانه عربستان انتقاد کردهاند اما هیچ اقدام عملی در این مورد
انجام ندادهاند.
آمریکا نیز احتمالا برای حفظ ظاهر این
اعدام را محکوم میکند اما روابط این کشور با عربستان استراتژیک بوده و به دلیل
این مسائل خدشهدار نخواهد شد، زیرا عربستان به نیابت از آمریکا مجری ایجاد آشوب و
ناامنی در جهان اسلام است.
آمریکا، عربستان و رژیم صهیونیستی از
قدرت گرفتن شیعیان در هر نقطهای از جهان احساس وحشت و هراس دارند و به همین دلیل
در نیجریه نیز شیخ زکزاکی را دستگیر و زندانی کردهاند. اعدام شیخ نمر میتواند
پایههای کاخ پوشالی آل سعود را فرو بپاشاند و در روزها و حتی ماههای آینده باید
منتظر ثمرات خون این روحانی برجسته بود.
برخی کارشناسان معتقدند اکنون شیعیان
عربستان در مرحلهای هستند که بتوانند اعتراضهای مسالمتآمیز خود را به سمت
رویارویی نظامی با سعودیهای پیش ببرند. سعودیهایی که اخیرا از خالی شدن خزانه
خود خبر دادهاند و اعلام کردهاند بودجه سال 2016 با 100 میلیارد کسری بسته شده
است و همچنین 100 میلیارد دلار از ذخایر ارزی این کشور کاسته شده است اکنون بیش از
هر زمان دیگری آسیبپذیرتر هستند و باید منتظر مشت محکم شیعیان مناطق شرقی باشند.
منبع : روزنامه کیهان
شیخ نمر باقر النمر روحانی برجسته شیعی در سال 1379 هجری قمری مصادف با 1968 میلادی، در شهر “العوامیه” در استان القطیف در شرق عربستان دیده به جهان گشود. خانواده شیخ نمر از خانواده های اهل فضل و علم در عربستان به شمار می رفتند که علمایی چون آیتالله شیخ محمد بن ناصر آل نمر و خطبای حسینی چون جدش حاج علی بن ناصر آل نمر از آن خانواده سر بر آورده بودند.
شیخ نمر در دوره نوجوانی تحصیلات مقدماتی خود را در العوامیه به پایان رساند و در سال 1989 میلادی و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، برای آشنایی بیشتر با آن و ادامه تحصیلات حوزوی به ایران مهاجرت کرد تا در تهران در حوزه علمیه حضرت قائم(عج) حضور پیدا کند. شیخ نمر پس از ده سال تحصیل در حوزه علمیه حضرت قائم(عج)، عازم سوریه شد و در حوزه علمیه حضرت زینب(س) برای ادامه تحصیلات حوزوی و علوم دینی نام نوشت و در حضور اساتید این حوزه به تحصیل پرداخت. شیخ نمر علاوه بر یادگیری فقه و اصول، توجه ویژه ای به مباحث اخلاقی داشت که در شهر مقدس قم به دروس اخلاق پرداخت و به این ترتیب به درجات بالایی در اجتهاد دست یافت و اجازه تدریس در مراکز علوم دینی و مذهبی را پیدا کرد. وی پس از بازگشت به عربستان، مرکز مذهبی الإمام القائم را در شهر العوامیه تأسیس کرد. اما پس از بازگشت به عربستان علاوه بر فعالیت های علمی، شیخ نمر به دلیل وضعیت بسیار نامساعدی که شیعیان عربستان دارند به رهبریت مبارزه مدنی شیعیان برای احقاق حقوقشان از دستگاه آل سعود تبدیل شد.
دیدگاههای شهید شیخ نمر در قبال حکومت آل سعود
شیخ نمر از زمان بازگشت به عربستان تلاش های بسیاری را برای رهبری مطالبات مردم در راه احقاق حقوق شیعیان را انجام داد. وی در خطابه هایش سیاست های قومی و طایفه ای رژیم سعودی را بیان می کرد و اجرای سیاست های عادلانه را به عنوان مطالبه مردم مطرح می کرد. شیخ نمر همچنین توهین به کرامت شهروندان عربستانی به ویژه شعیان را رد می کرد و از شهروند درجه دو بودن شیعیان و محرومیت آنها از حقوق شهروندی گلایه می کرد. اما در سال های اخیر شیخ نمر النمر با توجه به عدم اعتنای دولت عربستان به انذار های او، لحن انتقاد هایش تند تر شده بود. او در سال 2009 طی سخنرانی به مقامات آل سعود هشدار داده بود که” اگر شأن و حیثیت ما به ما بازگردانده نشود، من شیعیان را به جدایی از عربستان فرا میخوانم. کرامت ما مهمتر از تمامیت کشور است.”
برخورد دولت عربستان با شهید شیخ نمر
همان گونه که ذکر شد سیاست دولت عربستان منبعث از تفکرات فرقه وهابیت در قبال شیعیان بسیار غیر انسانی بود. بر همین اساس شیخ نمر که هیچگاه فعالیت مسلحانه و یا اقدام تروریستی را علیه حکومت سازمان نداده بود و تنها از سیاست های ظالمانه حکومت انتقاد می کرد با برخورد های خشن و امنیتی حکومت روبرو می شد. نخستین بار در سال 2006 میلادی پس از بازگشت شرکت در همایش قرآنی در کشور بحرین توسط نیروهای رژیم آل سعود بازداشت شد. اتهام های او درخواست از دولت برای رسیدگی به وضعیت قبرستان بقیع، درخواست از دولت برای به رسمیت شناختن مذهب تشیع و درخواست از دولت برای تغییر شیوه های آموزشی حاکم در عربستان بود که به دلیل اعتراض مردم پس از مدتی از زندان آزاد شد. شهید شیخ نمر دو مرتبه دیگر نیز در سال های 2008 و 2012 توسط نیروهای آل سعود بازداشت شد که این مورد آخر تا لحظه شهادتش ادامه داشت.
شهادت شیخ نمر باقر النمر
دادگاه ویژه آل سعود در سال ۲۰۱۳ رسیدگی به پرونده شیخ نمر را با اتهاماتی چون عدم اطاعت از ولی امر، فتنه مذهبی، تشکیل جلسه با مجرمان فراری، ترویج کشتار شهروندان و نیروهای پلیس، تخریب مساجد در هنگام نماز جمعه و دخالت در امور سایر کشورها آغاز کرد. این محاکمه که با اعتراضات مردمی همزمان بود حدود یک سال طول کشید تا سرانجام در ۲۵ مارس ۲۰۱۴ حکم اعدام به علت محاربه علیه نظام برای شیخ نمر صادر شد. اما این حکم در دوران پادشاهی ملک عبدالله معلق ماند و اجرا نشد تا اینکه پس از روی کار آمدن ملک سلمان و سیاست های ماجراجویانه و محیر العقول وی پیگیری شود. در نهایت در دوم ژانویه سال 2016 شبکه خبری العربیه خبر داد که بر اساس بیانیه وزارت کشور عربستان، حکم اعدام شیخ نمر به همراه 46 متهم دیگر که اغلب آنها از عناصر القاعده مخالف دولت عربستان معرفی شده بودند به اجرا درآمد.
واکنش ها به شهادت شیخ نمر
رهبر معظم انقلاب در جلسه درس خارج فقه امروز خودشان فرمودند: بدون تردید خون به ناحق ریختهی این شهید مظلوم به سرعت اثر خواهد کرد و دست انتقام الهی گریبان سیاستمداران سعودی را خواهد گرفت. این عالم مظلوم نه مردم را به حرکت مسلحانه تشویق میکرد و نه به صورت پنهانی اقدام به توطئه کرده بود، بلکه تنها کار او، انتقاد علنی و امر به معروف و نهی از منکر برخاسته از تعصب و غیرت دینی بود. شهادت شیخ نمر و ریختن به ناحق خون او را خطای سیاسی دولت سعودی است و خداوند متعال از خون بیگناه نمیگذرد و خون به ناحق ریخته، بسیارسریع دامان سیاستمداران و مجریان این رژیم را خواهد گرفت.
برادر شیخ نمر، در روز شهادت برادرش در گفتوگویی ضمن تأیید خبر اعدام، این اقدام آل سعود را محکوم کرد و آن را “شنیع” توصیف کرد. وی افزود: “با وجود اینکه انتظار عقلانیت بیشتری از مقامات سعودی داشتیم، در اعتراض به این اقدام به سازمانهای بین المللی مراجعه نخواهیم کرد زیرا میدانیم از دست این سازمانها کاری بر نمیآید.”
مراجع تقلید در ایران با محکومیت شدید این اقدام جلسات درس خود را تعطیل کردند و مدیریت حوزه های علمیه کشور نیز همه حوزه های سرتاسر کشور را تعطیل اعلام کرد.
سازمان حقوق بشر عربی محاکمه شیخ نمر را امری بیسابقه و خطرناک از نوع خود دانست و اعلام کرد:” اعدام ها در عربستان برخلاف ارزشها و قوانین بینالمللی است.”
سازمان دیده بان حقوق بشر: این سازمان نیز ضمن انتقاد از اعدام شیخ باقر النمر النمر روحانی برجسته سعودی، تأکید کرد که فرآیند بررسی اتهامات وی، غیرعادلانه بوده است.
وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز در بیانیه این اقدام را نشان دهنده “عمق بی تدبیری و بی مسئولیتی حاکمان آل سعود” دانست و به احضار کاردار عربستان اکتفا کرد.
منبع : دیدبان
هفته ی وحدت گرامی باد
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده مارا انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت وخط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
ولادت پیامبر گرامی اسلام (ص) و امام جعفر صادق(ع) بر تمامی مسلمانان جهان مبارک باد.

8 اقدام پیامبر برای ساختن جامعه اسلامى
پیامبر اکرم با رفتارهای خود در زمینه های مختلف مثل زهد و ساده زیستی، در نحوه مدیریت و مشورت با افراد، در احترام به شخصیت افراد، در تشویق به کار و کسب روزی، انتقاد پذیری و نظم در کارها توانستنددر آن زمان یک جامعه اسلامی و موفق بسازند.
1. مبارزه با ظلم
در دوران جاهلیت با گروهى که آنها نیز از ظلم و ستم رنج مى بردند براى دفاع از مظلومان و مقاومت در برابر ستمگران هم پیمان شد. این پیمان در خانه عبدالله بن جدعان از شخصیتهاى مهم مکه بسته شد و به نام (حلف الفضول) نامیده شد. او بعدها در دوره رسالت از آن پیمان یاد مى کرد و مى گفت : حاضر نیستم آن پیمان بشکند و اکنون نیز حاضرم در چنین پیمانى شرکت کنم .(1)
2. تنفر از بیکارى و بطالت
از بیکارى و بطالت متنفر بود؛ مى گفت : (خدایا! از کسالت و بى نشاطى ، از سستى و تنبلى و از عجز و زبونى به تو پناه مى برم ). مسلمانان را به کار کردن تشویق مى کرد و مى گفت : (عبادت هفتاد جزء دارد و بهترین جزء آن کسب حلال ).(2)
3. برخورد و معاشرت
در معاشرت با مردم ، مهربان و گشاده رو بود، در سلام به همه حتى کودکان بردگان پیشى مى گرفت پاى خود را جلوى هیچ کس دراز نمى کرد و در حضور کسى تکیه نمى نمود. غالبا دو زانو مى نشست . از اصحابش تفقد مى کرد؛ اگر سه روز یکى از اصحاب را نمى دید سراغش را مى گرفت ، اگر مریض بود عیادت مى کرد و اگر گرفتارى داشت کمکش مى نمود. در مجالس ، تنها به یک فرد نگاه نمى کرد و یک فرد را طرف خطاب قرار نمى داد، بلکه نگاه هاى خود را در میان جمع تقسیم مى کرد. از این که بنشیند و دیگران خدمت کنند تنفر داشت؛ از جا برمى خاست و در کارها شرکت مى کرد. مى گفت : خداوند کراهت دارد که بنده را ببیند که براى خود نسبت به دیگران امتیازى قائل شده است .
رسول اکرم صلى الله علیه و آله عنایت داشت که در مجالس گرد و حلقه به دور هم بنشینند، مجلس بالا و پایین نداشته باشد؛ دستور مى داد و تاکید مى کرد که هر وقت وارد مجلس مى شوید هر جا که خالى است همانجا بنشینید، یک نقطه معین را جاى خودتان حساب نکنید و به آن نقطه فشار نیاورید
4. زهد و ساده زیستى
زهد و ساده زیستى از اصول زندگى او بود.(3) ساده غذا مى خورد، ساده لباس مى پوشید و ساده حرکت مى کرد. زیراندازش غالبا حصیر بود، بر روى زمین مى نشست ، با دست خود از بز شیر مى دوشید و بر مرکب بى زین و پالان ، سوار مى شد و از این که کسى در رکابش حرکت کند به شدت جلوگیرى مى کرد.(4) قوت غالبش نان جوین و خرما بود. کفش و جامه اش را با دست خویش وصله مى کرد. در عین سادگى طرفدار فلسفه فقر نبود؛ مال و ثروت را به سود جامعه و براى صرف در راه هاى مشروع لازم مى شمرد، مى گفت :
(نعم المال الصالح للرجل الصالح)(5)
چه نیکوست ثروتى که از راه مشروع به دست آید براى آدمى که شایسته داشتن ثروت باشد و بداند چگونه صرف کند.
و همچنین مى فرمود:
( نعم العون على تقوى الله الغنى)(6)
مال و ثروت کمک خوبى است براى تقوا.
رسول اکرم صلى الله علیه و آله(7) عنایت داشت که در مجالس گرد و حلقه به دور هم بنشینند، مجلس بالا و پایین نداشته باشد؛ دستور مى داد و تاکید مى کرد که هر وقت وارد مجلس مى شوید هر جا که خالى است همانجا بنشینید، یک نقطه معین را جاى خودتان حساب نکنید و به آن نقطه فشار نیاورید؛ اگر خودش وارد مجلسى مى شد خوشش نمى آمد که جلوى پایش بلند شوند، و گاهى اگر بلند مى شدند مانع مى شد و مردم را امر مى کرد که قرار بگیرند و(8) مى گفتند: این، سنت اعاجم است ، سنت ایرانیهاست .
و نیز مى فرمود: هر کس که وارد شد، در جایى که خالى است بنشیند، نه این که افراد مجبور باشند جا خالى بکنند تا کسى بالا بنشیند. اسلام چنین چیزى ندارد.
5. رهبرى و مدیریت و مشورت
با این که فرمایش میان اصحاب بى درنگ اجرا مى شد و آنها مکرر مى گفتند چون به تو ایمان قاطع داریم ، اگر فرمان دهى که خود را در دریا غرق کنیم و یا در آتش بیفکنیم مى کنیم ، او هرگز به روش مستبدان ، رفتار نمى کرد. در کارهایى که از طرف خدا دستور نرسیده بود، با اصحاب مشورت مى کرد و نظر آنها را محترم مى شمرد و از این راه به آنها شخصیت مى داد.
على علیه السلام هم(9) مشورت مى کرد پیغمبر هم مشورت مى کرد. آنها نیازى به مشورت نداشتند ولى مشورت مى کردند براى این که اولا دیگران یاد بگیرند و ثانیا مشورت کردن شخصیت دادن به همراهان و پیروان است .
آن رهبرى که مشورت نکرده ولو صد در صد هم یقین داشته باشد تصمیم مى گیرد، اتباع او چه حس مى کنند؟ مى گویند: پس معلوم مى شود ما حکم ابزار را داریم ، ابزارى بى روح و بى جان . ولى وقتى خود آنها را در جریان گذاشتید، روشن کردید و در تصمیم شریک نمودید احساس شخصیت مى کنند و در نتیجه بهتر پیروى مى کنند. ( و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوکل على الله . )(10)
قبل از تصمیم مشورت ، بعد از تصمیم قاطعیت . همین قدر که تصمیم گرفتى ، به خدا توکل کن و کار خودت را شروع کن و از خداى متعال هم مدد بخواه .
نرمى(11) و مهربانى پیغمبر، گذشتش ، استغفارهایش براى اصحاب و بیتابى اش براى بخشش گناه امت ، هم چنین به حساب آوردنش ، اصحاب و یاران را، طرف شور قرار دادن آنها و شخصیت دادن به آنها از علل عمده نفوذ عظیم و بى نظیر او در جمع اصحابش بود.
مى گفت : اگر سه نفر با هم مسافرت مى کنید، یک نفرتان را به عنوان رئیس و فرمانده انتخاب کنید.
6. نظم و انضباط
نظم و انضباط بر کارهایش حکمفرما بود. اوقات خویش را تقسیم مى کرد و به این عمل توصیه مى نمود. اصحابش تحت تاثیر نفوذ او دقیقا انضباط را رعایت مى کردند. برخى تصمیمات را لازم مى شمرد آشکار نکند و نمى کرد، مبادا که دشمن از آن آگاه گردد. یارانش تصمیماتش را بدون چون و چرا به کار مى بستند، مثلا فرمان مى داد که آماده باشید، فردا حرکت کنیم ؛ همه به طرفى که او فرمان مى داد همراهش روانه مى شدند، بدون آنکه از مقصد نهایى آگاه باشند؛ در لحظات آخر آگاه مى شدند.
گاه به عده اى دستور مى داد که به طرفى حرکت کنند و نامه اى به فرمانده آنها مى داد و مى گفت : بعد از چند روز که به فلان نقطه رسیدى نامه را باز کن و دستور را اجرا کن .(12)
7. انتقاد پذیرى و تنفر از چاپلوسی
او گاهى با اعتراضات برخى یاران مواجه مى شد، اما بدون آنکه درشتى کند نظرشان را به آنچه خود تصمیم گرفته بود جلب و موافق مى کرد.
از شنیدن مداحى و چاپلوسى بیزار بود، مى گفت : به چهره مداحان و چاپلوسان خاک بپاشید. (13)
8. واجد بودن شرایط به رهبرى
شرایط رهبرى از حس تشخیص، قاطعیت، عدم تردید و دودلى، شهامت، اقدام و بیم نداشتن از عواقب احتمالى، پیش بینى و دوراندیشى، ظرفیت تحمل انتقادات، شناخت افراد و توانایى هاى آنان و تفویض اختیارات در خور توانایى ها، نرمى در مسائل فردى و صلابت در مسائل اصولى، شخصیت دادن به پیروان و به حساب آوردن آنان و پرورش استعدادهاى عقلى و عاطفى و عملى آنها، پرهیز از استبداد و از میل به اطاعت کورکورانه، تواضع و فروتنى، سادگى و درویشى، وقار و متانت ، علاقه شدید به سازمان و تشکیلات براى شکل دادن و انتظام دادن به نیروهاى انسانى همه را در حد کمال داشت ، مى گفت : اگر سه نفر با هم مسافرت مى کنید، یک نفرتان را به عنوان رئیس و فرمانده انتخاب کنید. (14)(15)
پی نوشت ها:
1. وحى و نبوت ، ص 131.
2. همان ، ص 130.
3. همان ، صص 137 136 و هم چنین براى اطلاعات بیشتر ر.ک به : سیرى در سیره نبوى ، ص 110 صص 114 113 و بیست گفتار، ص 141.
4. على علیه السلام هنگامى که به سوى کوفه مى آمد، وارد شهر انبار شد که مردمش ایرانى بودند... هنگامى که مرکب على علیه السلام به راه افتاد، آنها در جلو (ى ) مرکب على ع شروع کردند به دویدن ... (على علیه السلام به آنها فرمود:) این کار، شما را در دنیا به رنج مى اندازد و در آخرت به شقاوت مى کشاند... به علاوه ، این کارها چه فایده اى به حال آن افراد دارد. نهج البلاغه ، کلمات قصار، شماره 37، (داستان راستان ، ج 2 1، شماره 9، ص 40)
5. محجة البیضاء، ج 6 ص 44.
6. وسائل (الشیع )، ج 12، ص 16.
7. بیست گفتار، ص 141.
8- حماسه حسینى ، ج ، ج 1، صص 254 253 و هم چنین براى اطلاعات بیشتر ر.ک به : داستان راستان ، ج 2 1، شماره 17، صص 70 69.
9. سیرى در سیره نبوى ، ص 143.
10. سوره آل عمران ، آیه 159.
11. وحى و نبوت ، صص 139 138.
12. مغازى و اقدى ، ج 1، صص 14 13. (گردآورنده )
13. وحى و نبوت ، ص 139.
14. وحى و نبوت ، صص 141 140.
15. برگرفته از سیرى در سیره نبوى .
منبع : بخش قرآن و عترت تبیان
استادان دانشکده وقتی جلسه
ای داشتند و یا ورقه های امتحانی را تصحیح می کردند تا سه بعد از ظهر در
اتاق شورای دانشگاه می ماندند و از سوی دانشکده برای انها ناهار و نوشابه و
میوه می آوردند. اما استاد مطهری وقتی ظهر می شد به اتاق خودشان تشریف می
بردند همیشه مقید بودند اول نماز بخوانند سپس ناهار مختصری که معمولا نان و
پنیر و یا نان و انگور بود و از منزل همراه می آوردند، صرف کنند
استادان و مسئولان دانشکده اصرار می کردند که استاد مطهری به اتاق شورا
بروند و از ناهار دانشکده که مثلا چلوکباب برگ و غیره بود صرف کنند، اما
استاد قبول نمی کردند و عذر می آوردند که:
غذای من مخصوص است و غذای دانشکده با من سازگار نیست
اما اظهار نمی کردند که چرا از غذای استادان نمی خورند. من علتش را می دانستم. استاد گاهی می گفتند:
«این ناهارها حق خدمتگذاران است و از بیت المال است. استادان حقوق خوبی دارند. خودشان بروند از بازار بخرند و بخورند. این غذا حق ضعفاست»
به روایت آقای غلامحسین وحیدی- کتاب پاره ای از خورشید صفحه ۵۰۶
http://bineshemotahar.ir